|
بيش از اينها، آه، آري "فروغ فرحزاد"
همه رفتند کسی دورو برم نیــست چنین بیکس شدن در باورم نیست اگر این آخر و این عاقبت بود بجز افسوس هوایی در سرم نیست همـه رفتند کسی با ما نمو ندش کسـی خـط دل مـارو نخـو نــدش همـه رفتـند ولـی ایـن دل مــارو همون که فکر نمیکردیم سوزو ندش
شيشه اي مي شكند... يك نفر مي پرسد... چرا شيشه شكست؟ مادر مي گويد... شايد اين رفع بلاست. يك نفر زمزمه كرد... باد سرد وحشي مثل يك كودك شيطان آمد. شيشه ي پنجره را زود شكست. كاش امشب كه دلم مثل آن شيشه ي مغرور شكست، عابري خنده كنان مي آمد... تكه اي از آن را برمي داشت مرهمي بر دل تنگم مي شد... اما امشب هيچ كس هيچ نگفت غصه ام را نشنيد... از خودم مي پرسم آيا ارزش قلب من از شيشه ي پنجره هم كمتر است؟ دل من سخت شكست اما، هيچ كس هيچ نگفت . . .
گل من خبر نداشتی دل گلدونت میگیره اگه پژمرده بشی گلدونت برات میمیره گل من نگو که اونجا دل تو برام میگیره گلدونت برات میمیره اگه تو دلت بگیره ..................................................................................... تقدیم به عزیز دلم
|
About![]()
برای هزارمین بار پرسید:
Home
|